|
تنهاترین پرسپولیسی
|
||
|
موضوع : جملات جالب . درد دل . پرسپولیس و ... |
سلام بچه ها نماز روزتون قبول
من پارسال دعاهای روزانه ماه مبارک رمضون رو گذاشته بودم . حالا هم اگه از روز ۱۱ ماه تا ۲۹ رو می خواین برین به این پست :
http://tajpeikar.blogfa.com/8607.aspx
التماس دعا
سلام به همه دوستان خوبم
اين هفته با خبرهاي خوب مثل پيوستن علي كريمي و مهاجم ۲۲ ساله برزيلي به پرسپوليس شروع شد و با باخت پرسپوليس به پايان رسيد .
بازي تو ۲۰ دقيقه نيمه اول پاياپاي و هيجان انگيز بود و دو تيم موقعيتهاي خوبي رو داشتند كه از دست دادند . پرسپوليس با بي دقتي و مس با درخشش دفاع و دروازه بانمون موقعيتها رو از دست مي داد . كم كم بازي افت كرد و درصد اشتباهات بازيكنان زياد شد .
در نيمه دوم بازيكنان هر دو تيم زياد توپ رو از دست مي دادند . اما با اين وجود پرسپوليس حملات جدي تري رو انجام مي داد كه با بي دقتي و عدم هماهنگي موقعيتها رو از دست مي داد . پرسپوليس سرگرم حمله بود و با بدست اوردن يك ضربه كرنر تقريبا همه بازيكنانش ( به غير از مجتبي شيري ) روي دروازه مس بودند . با زدن ضربه كرنر توپ توسط مسي ها دفع و تبديل به يك ضد حمله شد كه دو سه بازيكن مس در مقابل تنها دفاع ما شيري بودند كه با يه پاس از شيري هم گذشتند و روح الله عطايي در مصافي تك به تك گل برتري مس رو در دقيقه ۸۰ به ثمر رسوند . بازي با وجود اينكه ۵ دقيقه هم وقت تلف شده داشت و بچه ها ۱۵ دقيقه براي جبران فرصت داشتند با همون يك گل به پايان رسيد . البته با بازي بد چند بازيكن مثل نيكبخت ، توره ، زارع ، زارعي و يكي دو نفر ديگه و البته عدم هماهنگي فكر نكنم مي تونستيم از سد مس بگذريم . البته تو اين بازي واعظي و آتسو كه براي اولين بار در تركيب حضور داشتند نمايش خوبي از خود نشون دادند كه با بازي بد بازيكنان ديگه بي اثر شد . به نظرم گلي كه خورديم درصد كمي به غفلت دفاع ارتباط داشت و مقصر اصلي مهاجمان گل نزن تيم بودند كه اونقدر گل نزدند تا دفاع هم مجبور شه واسه گل زني جلو بياد و تيم بدون دفاعمون گل بخوره .
ايشالا اين اولين و آخرين شكست تيممون باشه . تيمي كه كم كم داشت افت مي كرد و شايد اين باخت تلنگري باشه كه به خودشون بيان . چرا كه دو بازي اول رو بردند . دو بازي بعد رو مساوي كردند و ۴ امتياز از دست دادند و اين بازي هم كه …. .
به اميد پايان ناكامي پرسپوليس قهرمان…
ماه رمضان از شریف ترین ماههای ساله و در این ماه درهای جهنم بسته و درهای بهشت گشوده میشه.ماهیه که به فرموده پیامبر (ص) روزهاش بهترین روزها و شبهاش بهترین شبها و ساعاتش بهترین ساعات برای عبادته...
امیدوارم همگی از برکات این ماه بهره ببریم.
نظر یادتون نره.تا آپ بعدی ...![]()
سلام به پرسپوليسي هاي عزيز
مثل اينكه نمي خواد مشكل راحت گل خوردن تيممون حل بشه . دو امتياز رو باز از دست داديم و دليل عمده اون اول داور بود ، دوم جواني دروازه بانمون و سوم مستحكم نبودن خط دفامون .
خيلي از كارشناسا خط دفاع پرسپوليس رو مي پسندن (يكيش خودمم!!). اما نمي دونم چرا همين خط دفاع تاحالا تو 4 بازي 5 گل خورده و يكي از ضعيفترين خطوط دفاعي به شمار مي ياد .
در ابتداي بازي كريم دو موقعيت خوب رو از دست داد و قانون اگه گل نزني ، گل مي خوري اينجا اجرا شد و در دقيقه 15 خلعتبري روي يك ضد حمله از اشتباه حقيقي استفاده كرد و گل اول ذوب آهن رو به ثمر رسوند .
بعد از اون مثل هميشه كه پرسپوليس تا گل نخوره به خودش نمي ياد ، به خودش اومد و تونست در دقيقه 29 توسط ابراهيم توره به گل برسه . گلي كه از روي سانتر پترويچ و از يك زاويه بسته زده شد .
چند دقيقه بعد حملات پرسپوليس بيشتر شد و باز يك سانتر زيبا اينبار توسط شيري ، باقري رو در موقعيت گل قرار داد و كريم هم با يك ضربه سر گل برتري تيممون رو در دقيقه 37 به ثمر رسوند .
در نيمه دوم تعويض هاي تيم ذوب آهن كارساز تر شد و بازي رو هجومي ادامه دادند . گرچه اگر در اواسط نيمه دوم پنالتي بر روي زارع رو مي گرفتند ديگه كار ذوب آهن تموم بود . اما با نگرفتن اين پنالتي داور ذوب آهني ها رو اميدوار كرد و اونا هم در دقيقه 76 با ضربه سر خلعتبري بازي رو به تساوي كشوندند .
در ادامه هم نيكبخت ، پترويچ و .. هر كدوم يك موقعيت خوب رو از دست دادند تا تيممون باز هم به تساوي دست پيدا كنه . اميدوارم اين روند ادامه پيدا نكنه .
راستي بچه ها من بازي رو نديده تحليل كردم چطور بود؟! فقط از راديو گوش كردم !
روزي روزگاري پسرك فقيري زندگي مي كرد كه براي گذران زندگي و تامين مخارج تحصيلش دستفروشی مي كرد.
از اين خانه به آن خانه مي رفت تا شايد بتواند پولی بدست آورد.روزی متوجه شد كه تنها يك سكه 10 سنتی برايش باقيمانده است
و اين درحالي بود كه شديداً احساس گرسنگی می كرد.
تصميم گرفت از خانه ای مقداری غذا تقاضا كند.
بطور اتفاقی درب خانه اي را زد.دختر جوان و زيبائي در را باز كرد.
پسرك با ديدن چهره زيباي دختر دستپاچه شد و بجاي غذا ، فقط يك ليوان آب درخواست كرد.
دختر كه متوجه گرسنگي شديد پسرك شده بود بجاي آب برايش يك ليوان بزرگ شير آورد.
پسر با تمانينه و آهستگي شير را سر كشيد و گفت : «چقدر بايد به شما بپردازم؟ » .
دختر پاسخ داد: « چيزي نبايد بپردازی.مادر به ما آموخته كه نيكی ما به ازائی ندارد.»
پسرك گفت: « پس من از صميم قلب از شما سپاسگذاری مي كنم»
سالها بعد دختر جوان به شدت بيمار شد.پزشكان محلي از درمان بيماری او اظهار عجز نمودند
و او را براي ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بيمارستانی مجهز ، متخصصين نسبت به درمان او اقدام كنند.
دكتر هوارد كلی ، جهت بررسی وضعيت بيمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد.
هنگاميكه متوجه شد بيمارش از چه شهری به آنجا آمده برق عجيبي در چشمانش درخشيد.
بلافاصله بلند شد و بسرعت بطرف اطاق بيمار حركت كرد.لباس پزشكي اش را بر تن كرد
و براي ديدن مريضش وارد اطاق شد.در اولين نگاه اورا شناخت.
سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر براي نجات جان بيمارش اقدام كند.
از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از يك تلاش طولانی عليه بيماری
، پيروزی ازآن دكتر كلی گرديد.
آخرين روز بستري شدن زن در بيمارستان بود.به درخواست دكتر هزينه درمان زن جهت تائيد نزد
او برده شد.گوشه صورتحساب چيزي نوشت.آنرا درون پاكتی گذاشت و براي زن ارسال نمود.
زن از باز كردن پاكت و ديدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت.مطمئن بود كه بايد تمام عمر را بدهكار باشد
.سرانجام تصميم گرفت و پاكت را باز كرد.چيزي توجه اش را جلب كرد.چند كلمه اي روي قبض نوشته شده بود.آهسته انرا خواند:
«بهای اين صورتحساب قبلاً با يك ليوان شير پرداخت شده است»
|
|